تبلیغات اینترنتیclose
گفت وگو با آقای اسداله سلطانی از روستای سینا

گفت وگو با آقای اسداله سلطانی از روستای سینا

 

 

گفت وگو با آقای اسداله سلطانی از روستای سینا موضوع: هم محله ای

به گزارش رسا محله شهر اردستان، گفت وگویی با آقای اسدالله سلطانی از روستای سینا انجام شده که در زیر می خوانید.(روستای سینا زادگاه خبرنگار رسامحله شهر اردستان می باشد که در 18کیلومتری شمال غربی اردستان قرار دارد وروستایی بکر ودست نخورده و جهت تفریحات سالم مفید می باشد.)
وی می گوید از 74سال عمری که از  خداوند گرفته ام 22سال آن را در روستای شیرازان بوده ام و52سال آن را در روستای سینا گذرانده ام.
آقای سلطانی  می گوید بیشترین خانواده ای که  در روستای سینا زندگی می کرده اند 10خانوارو حدودا چهل نفر بوده اند.
وخانواده هایی مثل صفرسلطانی.حسین سلطانی.رضا عباس پنارتی.کریم.وخانواده های فرج مثل محمد باقری وعباس فرچ پور  که از لینه به اینجا نقل مکان نموده بودند زندگی می کردند .
این پدر مهربان در سوال خبرنگار ما گفت: شغل اصلی مردم کشاورزی بوده ودر آن زمان میوه توت روستای سینا معروف بود که آن را به روستاهای همجوار مثل مهاباد که الان شهر شده است می فروختیم.آن هم با الاغ  حمل می نمودیم وروزهای خوشی را داشتیم.
همچنین کاهوی همبر معروف بوده که درسینا هم کشت میشد ودرهمین روستاهای ذکر شده  ظرف ده دقیقه بفروش می رسیدوایشان می گوید من حدوداً دوازده سالم بود. وصحرای کتیرا هم می رفتیم. وضع مالی کم بود ولی مردم خوشحال بودند.
برادر سلطانی درجواب خبرنگار رسا محله شهر اردستان  گفت: رسم ورسوم نوروز عبارت بود از هر خانواده جوانان بابقیه شبها شب نشینی داشتند وآن زمان که معروف بود این سال پلو آن سال پلو با دعوت به منازل یکدیگر با برنج پذیرایی می کردند ودر کنار آن  تنقلات خود که تولید کرده بودند مثل مغز بادام ومغز گردو که آن را در  بین پره هلو گذاشته می شد استفاده می کردند.وقصه های متنوع می گفتند وزنان هم چله می ریسیدند وهمچنین ماسوره سینا معروف بوده که آن را با دست از چوبی به‌ نام (گُرا) درست می کردند وبه اصفهان صادر می کردندچون مشتری داشته وحتی خشکبار هم صادر می کردند.ودرآن زمان فراوانی بود ولی می بینیم امسال آب هم نیست وماآن زمان را دیدیم وحالا را هم میبینیم که صفا وصمیمیتی وجود ندارد .
سلطانی می گوید در آن زمان پولی وجود نداشت وبا زمین وگوسفند و غیره دادوستد می کردند و در خصوص زمین هم بصورت قباله دستی انتقال داده میشد.وحالا هم وضع خوب است ولی احترامی وجود ندارد.
این پدر پیر وزجر کشیده دنیا در پایان گفت:امیدوارم که خداوند به همه زندگی خوبی عطافرماید وشماهم خوشتان باشد وخوش وخرم باشید ووضع هم خوب میشود همانطور که طرف روی سنگ قبرش نوشته بود دنیا این طور نمی ماند.سپس ایشان ما را برای ناهار دعوت کرد که ما نپذیرفتیم ولی بصورت سرکشی از خانواده وی چند دقیقه ای را مزاحم نامبرده شدیم.


برداشت از سایت رسا محله سایت استان اصفهان شهرستان اردستان تاریخ 8 خرداد 1395

منبع 

 

[ چهارشنبه 6 مرداد 1395 ] [ 07:40 ] [ سید مجتبی محمدی ]
[ ]

0 نظر و 0 پاسخ به گفت وگو با آقای اسداله سلطانی از روستای سینا

    » ارسال نظرات


    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S

    [ چهارشنبه 6 مرداد 1395 ] [ 07:40 ] [ سید مجتبی محمدی ]
    [ ]